مصاحبه اختصاصی با دکتر محمد فغان پور گنجی درباره کتاب «مدیریت استرس حوادث بحرانی در سازمان ها»
کتاب: مدیریت استرس حوادث بحرانی در سازمانها
رویکرد نوآورانه و تلفیقی CISM و طرحوارهدرمانی
مولف: دکتر محمد فغانپور گنجی
مربی و سوپروایزر بینالمللی طرحوارهدرمانی (ISST)
عضو CISM اروپا
شماره تماس: در اختیار خبرگزاری است
پرسش اول:
ابتدا کتابی را که تألیف کردهاید، معرفی بفرمایید. این کتاب به چه موضوعاتی میپردازد؟
کتاب «مدیریت استرس حوادث بحرانی در سازمانها» نخستین اثر جامع در ایران است که دو رویکرد علمیِ «مدیریت استرس حوادث بحرانی» (CISM) و «طرحوارهدرمانی» (Schema Therapy) را با یکدیگر تلفیق میکند. این کتاب با رویکردی میانرشتهای، به بررسی واکنشهای روانی، هیجانی و سازمانی در شرایط بحران میپردازد و میکوشد میان رواندرمانی و مدیریت سازمانی پلی نظری و عملی ایجاد کند.
پرسش دوم:
چه خلأ یا نیازی باعث شد سراغ تألیف این کتاب بروید؟
در بسیاری از سازمانها، مداخلات مدیریت بحران صرفاً به ابعاد فنی و عملیاتی محدود میشود و جنبههای روانی و هیجانی کارکنان نادیده گرفته میشود. در مقابل، درمانگران نیز معمولاً با بافت سازمانی آشنا نیستند. این کتاب حاصل سالها کار میدانی من در حوزه CISM و طرحوارهدرمانی است تا بتواند زبان مشترکی میان مدیران، روانشناسان و تیمهای مداخلهگر در بحران ایجاد کند.
پرسش سوم:
جامعه هدف این کتاب چه کسانی هستند؟
این کتاب برای سه گروه اصلی نوشته شده است: مدیران سازمانها، روانشناسان و مشاوران شاغل در حوزه صنعتی و سازمانی، و متخصصان مدیریت بحران. با این حال، زبان کتاب به گونهای تنظیم شده که برای علاقهمندان عمومی به موضوع تابآوری و سلامت روان در محیط کار نیز قابل استفاده است.
پرسش چهارم:
محتوای اصلی کتاب حول چه محورهایی شکل گرفته است؟
محتوای کتاب در چهار محور اصلی تنظیم شده است:
۱. معرفی اصول و مراحل مدل CISM در سازمانها؛
۲. شناسایی و تحلیل طرحوارههای ناسازگار فعال در شرایط بحرانی؛
۳. طراحی مدل تلفیقی Schema–CISM برای مداخله در بحرانها؛
۴. ارائه ابزارهای کاربردی برای مدیران و روانشناسان سازمانی جهت مدیریت استرس و بازگشت به کار.
پرسش پنجم:
بهنظر شما چقدر جای چنین کتابهایی در فضای علمی یا عمومی ایران خالی بوده است؟
در فضای علمی ایران، ادبیات مربوط به مدیریت استرس سازمانی هنوز در سطح مقدماتی است و اغلب از منظر رفتار سازمانی بررسی میشود. اما بحرانهای واقعی نیازمند نگاهی رواندرمانیمحور هستند. این کتاب برای نخستین بار این خلأ را با رویکردی بومی و مبتنی بر شواهد پر میکند.
پرسش ششم:
منابع و دادههای کتاب تا چه حد بهروز و قابل استناد هستند؟
منابع کتاب بر پایه آخرین متون علمی بینالمللی تا سال ۲۰۲۵ تدوین شدهاند و از منابع اصلی ISST و ICISF بهره میبرند. علاوه بر آن، تجربههای میدانی نویسنده در همکاری با سازمانهای ایرانی و اروپایی در طراحی پروتکلهای مداخله نیز به متن افزوده شده است.
پرسش هفتم:
واکنش مخاطبان یا جامعه علمی به این کتاب تاکنون چگونه بوده است؟
واکنش جامعه علمی بسیار مثبت بوده است. بسیاری از مدیران، مشاوران و درمانگران، این اثر را بهعنوان منبعی نو و کاربردی برای درک عمیقتر از استرس سازمانی در بحرانها معرفی کردهاند. همچنین، کتاب در برخی دانشگاهها بهعنوان منبع پیشنهادی در دروس روانشناسی صنعتی–سازمانی معرفی شده است.
🔹 نکته پایانی:
هدف اصلی این کتاب آن است که نشان دهد تابآوری سازمانی صرفاً از تصمیمات مدیریتی نمیآید، بلکه از درک هیجانات انسانی در دل بحران شکل میگیرد. امید است این اثر گامی باشد برای نهادینهسازی مفهوم «سازمانِ انسانیِ تابآور» در ایران.