تأثیر وضعیت اقتصاد بر روان انسان
تحلیلی طرحوارهمحور از زبان یک درمانگر
دکتر محمد فغانپور گنجی
مربی و سوپروایزر بینالمللی طرحوارهدرمانی (ISST) – بنیانگذار SchemaNews.org
مقدمه:
اقتصاد فقط عدد، نمودار و شاخص نیست؛
اقتصاد، اقلیم روانیِ جامعه است.
در سالهای اخیر—بهویژه در جوامعی با تورم مزمن، نااطمینانی سیاسی و فشار معیشتی—با پدیدهای مواجه هستیم که من آن را «فرسودگی روانی اقتصادی» مینامم. مراجعانی که نه لزوماً بهدلیل یک تروما یا تعارض بینفردی، بلکه بهخاطر زیستنِ طولانیمدت در ناامنی اقتصادی دچار اضطراب، افسردگی، خشم پنهان و بیمعنایی شدهاند.
این مقاله تلاشی است برای پاسخ به یک پرسش بنیادین:
اقتصاد چگونه به روان انسان نفوذ میکند؟
۱. اقتصاد بهمثابه فعالکنندهٔ مزمن طرحوارهها
از منظر طرحوارهدرمانی، شرایط اقتصادی نامطمئن مستقیماً چند طرحوارهٔ بنیادین را فعال میکند:
آسیبپذیری نسبت به خطر
تورم، بیثباتی شغلی و سقوط ارزش پول → مغز دائماً در حالت «خطر قریبالوقوع» میماند.
نتیجه: اضطراب فراگیر، بیخوابی، کنترلگری، وسواس مالی.
محرومیت هیجانی
فشار اقتصادی والدین را از حضور هیجانی تهی میکند؛
کودک «نادیده گرفته میشود»، حتی اگر کتانی نو داشته باشد!
شکست / بیکفایتی
اقتصادی که امکان پیشرفت واقعی را میبندد، این پیام را القا میکند:
«هر کاری بکنی، کافی نیست.»
پژوهشها نشان میدهند که ادراک نابرابری اقتصادی حتی بیش از فقر مطلق، با افزایش افسردگی و خشم اجتماعی مرتبط است.
۲. استرس اقتصادی و مغز: وقتی بقا جای معنا را میگیرد
مطالعات علوم اعصاب نشان میدهد که استرس مالی مزمن:
- آمیگدال را بیشفعال میکند (ترس، تهدید)
- قشر پیشپیشانی را تضعیف میکند (تصمیمگیری، آیندهنگری)
- سیستم پاداش را دچار کرختی میکند (بیلذتی)
در چنین شرایطی، انسان بهجای زندگی، فقط زنده میماند.
این یافتهها همسو با پژوهشهای منتشرشده در American Journal of Psychiatry و The Lancet Psychiatry است که رابطهٔ مستقیم بحرانهای اقتصادی با افزایش خودکشی، اختلالات اضطرابی و افسردگی را نشان دادهاند.
۳. پیامدهای روانی–اجتماعی بحران اقتصادی
افزایش تعارضات زوجی
پول، به زبان طرحوارهها، اغلب نماد امنیت و ارزشمندی است.
وقتی پول تهدید میشود، رابطه هم ناامن میشود.
فرسایش امید جمعی
جامعهای که افق قابل تصور ندارد، بهسمت:
- بیتفاوتی اخلاقی
- خشم انفجاری
- یا انزوای افسردهوار حرکت میکند.
شکلگیری «مود بقا» در سطح جامعه
در این مود:
- همدلی کاهش مییابد
- رقابت سمی افزایش مییابد
- آینده قربانی حال میشود
۴. پژوهش چه میگوید ؟ (مرور منابع معتبر)
- کتاب The Spirit Level نشان میدهد نابرابری اقتصادی با افزایش اضطراب، افسردگی و بیاعتمادی اجتماعی رابطهٔ مستقیم دارد.
- در Scarcity توضیح داده میشود که کمبود (مالی) چگونه ظرفیت شناختی انسان را کاهش میدهد.
- مرور نظاممند مطالعات پس از بحران مالی ۲۰۰۸ در British Journal of Psychiatry افزایش معنادار اختلالات خلقی را گزارش کرده است.
- پژوهشهای بانک جهانی و WHO نیز بارها تأکید کردهاند که سلامت روان بدون امنیت اقتصادی پایدار نمیماند.
۵. نگاه درمانی: چه باید کرد؟
در سطح فردی:
- تفکیک «ارزشمندیِ خود» از «وضعیت مالی»
- شناسایی مود بقا و بازگرداندن تدریجی Healthy Adult Mode
- کار درمانی بر طرحوارههای فعالشده توسط فشار اقتصادی
در سطح حرفهای (برای درمانگران):
- دیدن اقتصاد بهعنوان بافت درمان نه «متغیر بیرونی»
- پرهیز از فردیسازی افراطی رنجهای ساختاری
- آموزش سواد روانی–اقتصادی به مراجع
جمعبندی:
اقتصاد فقط جیب را خالی نمیکند؛
اگر مزمن و ناامن باشد، روان را هم خسته میکند.
از منظر من، درمان مؤثر در جهان امروز، بدون درک پیوند عمیق روان–اقتصاد–ساختار اجتماعی ناقص است.
طرحوارهدرمانی به ما این امکان را میدهد که بفهمیم چگونه شرایط بیرونی، زخمهای درونی را فعال میکند—و چگونه میتوان با آگاهی، از «مود بقا» به «مود زندگی» بازگشت.
برخی منابع:
- Wilkinson, R., & Pickett, K. (2009). The Spirit Level.
- Mullainathan, S., & Shafir, E. (2013). Scarcity.
- The Lancet Psychiatry (2016). Economic downturns and mental health.
- American Journal of Psychiatry (2011). Financial strain and depression.
- World Health Organization (WHO). Mental health and socioeconomic factors.




