اخبار ایران و جهان

طرحواره‌های ناسازگار و روابط عاطفی: چرا همیشه در عشق شکست می‌خوریم؟

از شناخت الگوهای ذهنی تا ساختن رابطه‌ای سالم و پایدار

مقدمه

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که در روابط عاطفی، تاریخ تکرار می‌شود؟ شریک‌ها تغییر می‌کنند اما الگوی درد، دلخوری یا رهاشدگی همیشه یکی است؟ این الگوها معمولاً از طرحواره‌های ناسازگار اولیه می‌آیند؛ باورهای عمیقی که از کودکی در ذهن ما شکل گرفته‌اند و همچنان روابط امروزمان را هدایت می‌کنند. در این مقاله، خواهید فهمید طرحواره‌های ناسازگار چیستند، چطور بر روابط عاطفی تأثیر می‌گذارند و چگونه می‌توان آن‌ها را درمان کرد.

طرحواره ناسازگار چیست؟

طرحواره‌های ناسازگار اولیه، الگوهای فکری، هیجانی و رفتاری هستند که در سال‌های نخست زندگی، بر پایه‌ی تجربه‌های هیجانی ناکام ایجاد می‌شوند. این طرحواره‌ها مانند لنزهایی هستند که از طریق آن‌ها دنیا و روابط خود را تفسیر می‌کنیم. وقتی این لنزها مخدوش باشند، حتی روابط سالم را نیز تخریب می‌کنیم یا ناخواسته جذب افرادی می‌شویم که دردهای قدیمی را بازتولید می‌کنند.

رایج‌ترین طرحواره‌ها در روابط عاطفی

۱. طرحواره رهاشدگی (Abandonment)

افراد مبتلا به این طرحواره، همواره نگران ترک شدن هستند. کوچک‌ترین فاصله از سوی شریک عاطفی، باعث اضطراب شدید می‌شود. نتیجه؟ رفتارهای وابسته یا کنترل‌گرانه که به‌تدریج رابطه را فرسوده می‌کند.

۲. طرحواره بی‌اعتمادی / سوءاستفاده (Mistrust/Abuse)

این افراد باور دارند که دیگران حتماً آسیب می‌زنند یا سوءاستفاده می‌کنند. در نتیجه، به‌جای صمیمیت، از همان ابتدا گارد دفاعی می‌گیرند.

۳. طرحواره نقص / شرم (Defectiveness/Shame)

فرد درونی‌اش را «ناقص» و «غیرقابل‌دوست‌داشتن» می‌بیند. در روابط، یا بیش از حد وابسته می‌شود تا تایید بگیرد، یا کاملاً دوری می‌کند تا آسیب نبیند.

۴. طرحواره وابستگی (Dependence)

در این حالت، فرد احساس می‌کند به تنهایی قادر به تصمیم‌گیری یا اداره زندگی نیست. این باور، روابط را به شکل والد–فرزندی در می‌آورد، نه مشارکت دو انسان بالغ.

۵. طرحواره محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation)

باور مرکزی: «هیچ‌کس مرا واقعاً نمی‌فهمد یا به احساساتم اهمیت نمی‌دهد.» نتیجه، جذب مکرر افرادی است که از نظر هیجانی سرد یا دور هستند.

چگونه این طرحواره‌ها روابط را تخریب می‌کنند؟

طرحواره‌ها همان‌طور که باورها را می‌سازند، رفتارها را نیز هدایت می‌کنند. مثلاً فردی با طرحواره رهاشدگی، به‌قدری وابسته و مضطرب می‌شود که شریکش احساس خفگی می‌کند. یا فردی با طرحواره بی‌اعتمادی، حتی در رابطه‌ی سالم، مدام شک و کنترل نشان می‌دهد. یا فردی با طرحواره نقص، نمی‌تواند عشق را باور کند و با کوچک‌ترین انتقاد، فرو می‌پاشد.

چگونه طرحواره‌ها را در رابطه شناسایی کنیم؟

– به احساسات خود در هنگام تعارض توجه کنید؛ ریشه‌شان معمولاً در گذشته است، نه در حال.
– ببینید چه ویژگی‌هایی در دیگران شما را «شدیداً جذب» یا «شدیداً آزار» می‌دهد؛ این‌ها بازتاب نیازهای کودکی شما هستند.
– از خود بپرسید: آیا این واکنش، از منِ بالغ می‌آید یا از کودکِ درونِ آسیب‌دیده؟

درمان طرحواره‌های ناسازگار در روابط

رویکرد طرحواره‌درمانی (Schema Therapy) دقیق‌ترین روش برای شناسایی و اصلاح این الگوهاست. در این درمان، فرد یاد می‌گیرد طرحواره‌های خود را بشناسد و نام ببرد، احساسات کودک درونش را درک و ترمیم کند، نیازهایش را به شیوه‌ای سالم بیان کند و روابط جدید را بر پایه‌ی اعتماد و مرزهای روشن بسازد.

تکنیک‌های مهم در این مسیر عبارت‌اند از:
– گفت‌وگوی خیالی بین خود بالغ و کودک درون
– تصویرسازی اصلاحی
– نوشتن نامه به طرحواره
– تمرین رفتار سالم در موقعیت‌های واقعی

نتیجه‌گیری

روابط عاطفی آیینه‌ای از طرحواره‌های ما هستند. تا زمانی که این الگوهای پنهان را نشناسیم، عشق تبدیل به تکرار دردهای کودکی می‌شود. با طرحواره‌درمانی، می‌توان این چرخه را شکست و وارد رابطه‌ای شد که در آن نه از ترسِ از دست دادن، بلکه از آگاهی و رشد عشق می‌ورزیم.

شبکه های اجتماعی خالی است! لطفا تنظیمات خود را بررسی کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا