اخبار ایران و جهان

تروما اجتماعی و تجربه‌ی گسست: خوانشی طرحواره‌محور از رنج جمعی

یادداشتی از دکتر محمد فغان‌پور گنجی در بولتن رسمی International Society of Schema Therapy

در یکی از شماره‌ های بولتن رسمی انجمن بین‌المللی طرحواره‌درمانی (ISST)، مفهوم «گسست» (Estrangement) نه‌فقط به‌عنوان یک پدیده‌ی خانوادگی یا بین‌فردی، بلکه به‌مثابه تجربه‌ای عمیقاً اجتماعی و جمعی مورد واکاوی قرار گرفته است.

در این میان، مقاله‌ی دکتر محمد فغان‌پور گنجی با عنوان «تجربه‌ی گسست در تروماهای اجتماعی» نگاه تازه‌ای را وارد ادبیات بالینی طرحواره‌درمانی می‌کند؛ نگاهی که درمانگر و مراجع را در دل یک بستر اجتماعیِ زخمی و ناپایدار می‌نشاند.

 

وقتی درمانگر و مراجع هر دو «کودکِ آسیب‌پذیر» می‌شوند

 

این مقاله با روایتی بالینی آغاز می‌شود که برای بسیاری از درمانگران مناطق درگیر بحران، جنگ، مهاجرت اجباری و فروپاشی اجتماعی آشناست:

جایی که نه‌تنها مراجع، بلکه خود درمانگر نیز در معرض همان ترس‌ها، فقدان‌ها و ناامنی‌های بنیادین قرار دارد.

در چنین شرایطی، اتاق درمان دیگر صرفاً یک فضای امن کلاسیک نیست؛ بلکه به صحنه‌ای بدل می‌شود که در آن، دو انسانِ آسیب‌پذیر در جست‌وجوی یک «دیگریِ بزرگِ آرام‌بخش» هستند.

 

تروما اجتماعی؛ فراتر از تروماهای فردی

 

دکتر فغان‌پور با تکیه بر ادبیات تروماهای جمعی، نشان می‌دهد که تروما اجتماعی صرفاً مجموعه‌ای از آسیب‌های فردی نیست، بلکه پدیده‌ای است که:

 

  • سرمایه‌ی اجتماعی را فرسوده می‌کند

  • اعتماد جمعی را از هم می‌پاشد

  • هویت فردی و جمعی را دچار ابهام می‌سازد

  • و روابط انسانی را به سمت گسست، انزوا و قطبی‌شدن سوق می‌دهد

 

در این وضعیت، پرسش‌های وجودی مانند «من که هستم؟»، «به چه کسی می‌توانم اعتماد کنم؟» و «آینده چه معنایی دارد؟» به شکلی فراگیر در روان فرد و جامعه طنین می‌اندازد.

 

گسست و «فقدان مبهم»؛ سوگی که پایان ندارد

 

یکی از مفاهیم کلیدی مقاله، پیوند میان گسست اجتماعی و نظریه‌ی «فقدان مبهم» (Ambiguous Loss) است؛ فقدانی که در آن:

 

  • فرد یا جامعه نمی‌داند چه چیزی را دقیقاً از دست داده

  • مرزهای حضور و غیاب مخدوش‌اند

  • و امکان سوگواری کامل وجود ندارد

 

این نوع فقدان، به‌ویژه در تجربه‌ی مهاجرت، تبعید، یا قطع ناگهانی پیوندهای اجتماعی، به شکل یک سوگ مزمن و فرساینده بروز می‌کند.

 

نقشه‌ی مُدهای اجتماعی: از فروپاشی تا سرمایه‌ی اجتماعی

 

در بخش نوآورانه‌ی مقاله، نویسنده با توسعه‌ی نقشه‌ی مُدهای طرحواره‌ای در سطح اجتماعی، الگوهایی مانند:

 

  • مُد منتقد اجتماعی

  • مُد محافظ اجتنابی اجتماعی

  • مُد قلدر/مهاجم اجتماعی

  • مُد قربانی/خود-دلسوزی افراطی اجتماعی

 

را به‌عنوان پاسخ‌های جمعی به تروما اجتماعی معرفی می‌کند.

در مقابل، دو مُد کلیدی به‌عنوان مسیر ترمیم مطرح می‌شوند:

 

  • مُد شفقت به خود

  • مُد بزرگسال اجتماعی سالم

 

این دو مُد، امکان بازسازی معنا، مسئولیت‌پذیری، و پیوندهای انسانی را—حتی در دل بحران—فراهم می‌کنند.

 

اتاق درمان؛ نخستین هسته‌ی بازسازی پیوند

 

از منظر این مقاله، رابطه‌ی درمانی می‌تواند اولین فضای احیای سرمایه‌ی اجتماعی باشد؛ جایی که:

 

  • تجربه‌ی رنج به رسمیت شناخته می‌شود

  • شفقت جای قضاوت را می‌گیرد

  • و درمانگر، پیش از هر مداخله‌ای، با انسانِ روبه‌رویش «هم‌دردی مسئولانه» را تجربه می‌کند

 

این رویکرد، طرحواره‌درمانی را از سطح درمان فردی فراتر برده و آن را به ابزاری برای فهم و التیام رنج‌های جمعی بدل می‌سازد.

 

چرا این مقاله مهم است؟

 

مقاله‌ی دکتر فغان‌پور ، صدای درمانگرانی است که در بسترهای پرآشوب اجتماعی کار می‌کنند؛ درمانگرانی که خود نیز بخشی از همان جامعه‌ی زخمی‌اند.

این اثر، نه‌تنها یک چارچوب مفهومی، بلکه یک موضع اخلاقی و انسانی را پیشنهاد می‌دهد:

ماندن در مُد بزرگسال، حتی زمانی که جهان اطراف در حال فروپاشی است.

 


 

Schemanews.org

مرجع تحلیلی طرحواره‌درمانی، روان‌شناسی بالینی و تحولات روان اجتماعی

📌 این مطلب بر اساس مقاله‌ی منتشرشده در بولتن رسمی ISST نگاشته شده است.

شبکه های اجتماعی خالی است! لطفا تنظیمات خود را بررسی کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا